السيد نعمة الله الجزائري (مترجم: فاطمه مشايخ)

740

قصص الأنبياء (النور المبين في قصص الأنبياء والمرسلين) (قصص قرآن) (به ضميمه زندگانى چهارده معصوم ع) (فارسى)

نمايد ، امام در طى آن نامه پس از بر شمردن فضايل خاندان رسول خدا و ذكر مصائبى كه بعد از وفات پيامبر ( ص ) بر ايشان رفته است خطاب به معاويه فرمود : اى معاويه ، امروز باعث تعجب و شگفتى است كه خود را در معرض امرى كه شايستگى آن را ندارى قرار داده‌اى ، تو زاده دشمن‌ترين مردم با رسول خدا و قرآن كريمى ، خداوند تو را ناكام گذارد . . . اكنون اگر تسليم شوى كار مسلمانان به صلاح مىانجامد ، پس راه باطل را ادامه مده و مانند ساير مردم با من بيعت كن ، تو خود بهتر از همه مىدانى كه من از تو به امر خلافت سزاوارترم ، پس از خدا بترس و عصيان و سركشى را فرو گذار و خون مسلمانان را حفظ كن . . . ليكن اگر تو نخواهى از اين نافرمانى دست بردارى من با سپاه مسلمانان بسوى تو حركت كرده و تو را محاكمه مىكنم ، تا آنكه خداوند احكم الحاكمين ميان ما داورى كند . . . در جواب اين نامه قاطع و خردمندانه ، معاويه نامه‌اى نوشت كه در آن خواستار شرط و شروط مبنى بر تقسيم بيت المال بر حسب جاه و مقام و مشخصات قبيله‌اى بود و هيچ رايحه‌اى از تسليم از آن به مشام نمىرسيد . به اين ترتيب مسأله جنگ جدّى شد ، معاويه از يك سو با فريب و وعده زر و زور سياه دلان عصيانگر را در سپاه خود گرد آورى مىكرد و امام حسن ( ع ) از سوى ديگر تنها به حكم الهى خواستار جنگجويانى مخلص ، مؤمن و پاكباز بود و ابدا وعده‌هاى پوچ به ايشان نمىداد و از بخشش زر و سيم نيز خبرى نبود ، بديهى است كه در اين گير و دار عدّهء بيشترى جذب سپاه معاويه مىشدند ، چون اغلب مردم در جستجوى متاع اندك دنيا هستند ، ابن عباس والى بصره كه اوضاع را چنين ديد نامه‌اى به امام حسن ( ع ) نوشت و در طى آن به خيال خود روش سياست را به امام گوشزد كرد ! او از امام خواست تا ولايت شهرهاى كوچك و بزرگ را به سران قبايل بسپارد تا دلهاى قبيلهء آنها همراه امام شود و توضيح داد كه برد در جنگ در گرو نيرنگ است و علّت روى گردانى مردم از امام على ( ع ) را عدل آن حضرت دانست و به نوعى امام حسن ( ع ) را به تغيير رويّهء پدر ترغيب نمود و تنها راه پيروزى و كاميابى را در آن دانست ، امّا امام حسن ( ع ) هرگز نخواست جز راه حقّ را برگزيند و از طريقى جز طريقهء استوار امير المؤمنين ( ع ) پيروى نمايد ، با وجود اين امام حسن سپاهى از كوفيان را بسيج